محمد بن على ظهيرى سمرقندى

273

سندباد نامه ( فارسى )

( 2 ) از سنايى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 438 ) ص 185 ( 1 ) ترجمه : ناز او بسيار و بخشش او كم است و حوران بهشتى زيبايى خود را به فديه به او داده‌اند . ( 2 ) از سنايى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 1010 ) ص 186 ( 1 ) ترجمه : گويى شفق سرخرنگ و تاريكى بالاى سر من ، كلاغى است كه منقارش سرخ است . ماه شب چهاردهم در دل آسمان گويى گونه‌اى است كه بر آن خط عذار نمايان است . ص 187 ( 1 ) ترجمه : نون كلمهء هوان از هوى دزديده شده است ، پس زمين خوردهء هر عشقى ، زمين خوردهء خوارى نيز هست . ص 188 ( 1 ) ترجمه : براى هر حكومت و ولايتى بناچار عزل و بركنارى نيز هست و دگرگونى روزگار ، بستن است ، و سپس گشودن . ( 2 ) - ص 113 ( 3 ) - ص 63 ( 4 ) ترجمه : تدبير درست نيمى از زندگى است . ص 189 ( 1 ) ترجمه : سلام برآن منازل باد كه راه ورود آبشخور من است يا محل وزيدن باد شمال . روزگارى كه از ناهموارى هجران و بريدن نمىترسيديم و جز در زمينهاى هموار وصال قدم برنمىداشتيم . ( 2 ) ترجمه : خانهء ما خانهء مهمانان ماست و منزل ما منزل در راه‌مانده [ ها ] است . ص 190 ( 1 ) قرآن كريم ( 14 / 17 ) ترجمه : در دهن مىكشد آن را و نمىتواند كه روان فرو برد آن را و مىرسد به او درد مرگ از هر جاى و آنكه مردنى نه . ص 190 ( 1 ) ترجمه : خاموش چون ماهى . ( 2 ) ترجمه : آن جز سيرى پس از گرسنگى نيست و هر غذايى نزد تو يكسان است . ( 3 ) ترجمه : هرگاه قرضى را به وسيلهء قرض ديگر ادا كردى ، پرداختن قرض نباشد بلكه خسارتى بر روى خسارتى است . ( 4 ) ترجمه : آن نيست مگر شبى پس از شب ديگرى و روزى بعد از روزى و ماهى بعد از ماهى . ( 5 ) ترجمه : پيدا و آشكار كردن مخواه چيزى را كه بدان نتوانى پرداخت و بر ميانگير البته شير را در كنام [ آن ] . همانا زنبورها را اگر از روى نادانى جنباندى از لانه‌هايشان ، دردناك